یکشنبه, 31 اردیبهشت 1391
بر شهر من «اراك» چه مي گذرد؟ . . . مجيدگودرزی چاپ
نوشته شده توسط مدیر سایت   
یکشنبه, 25 دی 1390 ساعت 12:23

چندي پيش همزمان با بازگشت حاجيان از سفر حج، مهمان دوستي از حج برگشته در تهران بوديم و هنوز پاسي از مراسم سپري نشده بود كه ميزبان به استقبال مهمان «ويژه» اي رفت و توجه همگان را به خود جلب كرد. اندكي بعد، دوست حاجي از من خواست تا كنار آقاي مهندس كه به عنوان مديرعامل يكي از بزرگترين شركت ها و مهمترين كارخانجات اراك بود، بنشينم و من نيز به رسم ادب اين كار كردم.
در ادامه، مهمان ديگري كه اهل اصفهان بود به جمع ما اضافه شد و پس از آشنايي اوليه و خوش و بش هاي مرسوم، سخن از هر در به ميان آمد و از آن جمله «اراك» و «اراكي».
آن ديگري سخناني ناسنجيده و تهي از آگاهي بر زبان راند و آقاي مديرعامل كه مي گفت: نزديك به دو دهه است كه در اراك مديريت مي كند و از شأن و شوكت كار و كارخانه اش داد سخن مي داد، رشته كلام خويش به سمت و سوي اراك برد و با محافظه كاري در خور شان مديريتش و كارساز نام و نانش، سخنان ناسنجيده او را نشان تاييد زد.
با شنيدن اين واژگان از دهان آقاي مديرعامل، خشكم زد و به حال اراك و مظلوميت مردمش افسوس خوردم و تا چندي در خود فرو رفتم. او حتي نمي دانست «هزاوه» زادگاه ميرزاتقي خان اميركبير و قائم مقام - هاي- فراهاني، روستايي در نزديكي شهر اراك واقع در بخش مركزي آن است و بدتر از آن نمي دانست به چه محدوده جغرافيايي «فراهان» مي گويند، «تفرش»، «آشتيان» و «گركان» جاي خود.
به گواه تاريخ و با وجود اين كه دويست و اندي سال از تاسيس شهر مهندسي ساخت اراك امروزي نمي گذرد، انبان اصالت و لياقت آن اگر از شهر آقاي مهندس بيشتر نباشد، كم تر نيست.
در چرا و چگونگي حال و روز امروز ما، سخن بسيار است و اين جا جاي آن نيست. بر انديشمندان و دلسوزان اراك در هر جاي جهان است تا به قدر توان و به سهم خويش، بدان پرداخته و اداي دين نمايند.
اما آنچه اين كمترين در اين مجال مي تواند به آن اشاره كند، اين است كه شايد ما هم مقصريم و بايستي نسبت به رفع ابهام و زدودن اين تيرگي ها دست به كار مي شديم و بي تفاوت از كنار آنچه نقطه ضعف ما برداشت مي شود، به سادگي نمي گذشتيم.
همچنين در جايي كه در هيچ يك از ورودي هاي شهر «اراك» نام و نشاني از اين كه «اراك زادگاه ميرزا تقي خان اميركبير و قائم مقام -هاي- فراهاني» است نمي بيني، از غيربوميان نشسته بر كرسي رياست بر مردمي فرهيخته كه گذشته نه چندان د ور خود را به فراموشي سپرده، چه انتظاري مي توان داشت!؟

 

 

به اشتراک گذاری

نظر ها
افزودن جدید جستجو RSS
علي  - بومي و بومي گرايي   |2012-01-15 21:32:18
با سلام خدمت همشهري گرامي / راستش من بعد از
فارغ التحصيل شدن از دانشگاه آزاد به دليل
قبولي در شركت نفت به عسلويه اومدم واقعا من
تا حال استاني مثل استان مركزي نديدم كه
اينقدر نسبت به همشهري و بومي هاي خودش ظلم
كند ما كلي فرهيخته و آدم تاثير گذار در اراك
داشتيم و داريم اما متاسفانه اين را نمي دانيم
كه آدم‌هاي فرهيخته امكانات مي‌خوان آسايش
مي‌خوان بايد ديد تنگ‌نظرانه را كنار گذاشت
و شرايط و بستر را براي انسان‌هاي فرهيخته
مهيا نمود با اولويت بومي
اگر قسمت بود حضوري
با هم مذاكره‌اي در راستاي ارتقاي استان و
استفاده ا...
sara  - اراك رو خيلي دوست دارم   |2012-03-11 18:29:51
آب وخاك اراك انسانهاي فهيم ودانش دوستي رو
تحويل ايران عزيز ودنيا كرده... شايسته هست كه
تمام اراكيها دست به دست هم داده وبراي عمران
وآباداني اراك بكوشيم ومسولان اين شهر را به
بهترين شهر ايران تبديل كنند به اميد آن روز....
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 
Designed & Developed by : Sepanta Group Team.