|
نوشته شده توسط مدیر سایت
|
|
سه شنبه, 18 بهمن 1390 ساعت 10:11 |
|
دهه60 بود. جنگ«فروش نفت» را دشوار كرده بود. صادرات 5/3 ميليون بشكهاي نفت در سال 59، سال بعدش به 800 هزار بشكه رسيده بود. نفتفروشي، سال به سال سختتر ميشد و انتقال پول آن به كشور مشكلتر. ماجرا به تشكيل «كميته BTC» رسيد. «كميته تعاملات دوجانبه». كارش چه بود؟ «تبادل نفت با كالا». بيش از دو دهه از آن روزها ميگذرد. اين هفته وزير نفت از مبادله نفت با كالا خبر داد. خاطرات ما زنده شد.
 1- وقتي فروش نفت سخت شد كميته BTC شكل گرفت. نمايندگاني از وزارت نفت، بانك مركزي و وزارت بازرگاني عضو كميته بودند. وزارتخانهها و نهادها، كالاهاي درخواستيشان را به اين كميته ارجاع ميدادند. چون پول نبود، شركت ملي نفت به كشورهاي صاحب كالا، نفت ميفروخت و با نظارت كميته «تعاملات دوجانبه»، كالاي مورد نظر را وارد ميكرد. به چين و كره نفت ميفروختيم، جايش سلاح ميگرفتيم. به بلغارستان نفت ميداديم، گوشت ميگرفتيم. اندونزي هم نفت ايران را براي روغن ميخريد. «كميته BTC»، نقش مهمي در تامين كالاهاي مورد نياز در دورهاي كه نفت ايران سخت فروش ميرفت، ايفا كرد. آيا اين كميته دوباره تشكيل خواهد شد؟ 2- مجموع درآمد نفتي ايران از سال 59 تا پايان سال 68 حدود 123 ميليارد و 600 ميليون دلار بود. نيازهاي مردم حداقلي، اما هزينههاي جنگ سرسامآور بود. كمترين قيمت نفت ايران در دهه 60، تيرماه 65 رقم خورد. قيمت رسمي هر بشكه نفت برنت حدود هشت دلار و قيمت رسمي نفت ايران، بشكهاي شش و نيم دلار اعلام شده بود اما ايران نفتش را در بازار غيررسمي حدود پنج دلار ميفروخت. هزينه بيمه محمولههاي نفتي به يكچهارم ارزش محموله رسيده بود. ايران در آن سال فقط شش ميليارد دلار نفت فروخت. 3- معاوضه نفت با كالا آن روزها، براي ضروريات اوليه مردم بود. امروز اما، روزگار ديگري است. داشتن لپتاپ ضرورت شده، بدون موبايل نميشود زندگي كرد. نيازها موسع شده و مبادله نفت با كالا، اين بيم را تقويت ميكند كه در شرايط ركود اقتصادي دنيا، كشورهاي دريافتكننده نفت، «شدت مصرفكنندگي» ما را تقويت كنند. بخشهاي مهمي از پول نفت بايد صرف سرمايهگذاريهاي زيربنايي و توسعه كشور شود. مبادله نفت با كالا، اين امكان را كاهش ميدهد. آن وقت نفت ميدهيم تا مصرفكنندهتر شويم. ايران سال 89، بيش از 64 ميليارد دلار واردات داشته كه 42/12 درصد نسبت به سال قبل آن، رشد كرده است. 4- متوسط توليد نفت ايران در سال 55، 5/5 ميليون بشكه در روز بود. سال 57، اين رقم به چهار ميليون بشكه رسيد. سال 58 توليد نفت ايران 5/3 ميليون بشكه بود. ايران در سال 59، يك ميليون و 400 هزار بشكه نفت در روز توليد ميكرد و 700 هزار بشكه ميفروخت. در سالهاي بعد و تا سال 68، صادرات نفت ايران بين 4/1 ميليون بشكه تا يك ميليون و 600 هزار بشكه متغير بود. تنها در سال 62 ايران توانست بيش از دو ميليون بشكه بفروشد، آن هم با چه مشقتي. 5- پالايشگاه «شواشل» ژاپن، مرجع قيمتگذاري براي آسيا و اقيانوسيه بود. تمام آسيا، نفت را به قيمتي ميخريدند كه پالايشگاه «شواشل» ميخريد. شرايط جنگ كه حساس شد كارشناسان اين پالايشگاه، حاضر نشدند به ايران بيايند. ايران ميخواست قيمت نفتش را براي خريداران كوچك و بزرگ يكسان كند. ژاپنيها به دليل خطرات جنگ نميآمدند و ايرانيها هر سه ماه يكبار براي مذاكره به ژاپن ميرفتند. فروشنده به دنبال خريدار! ژاپن، چين و كره، امروز هم مشتريان عمده ما هستند هم مورد مذاكره تحريمكنندگان. ايران از جنگ گذشته است. 6- امروز دهه 60 نيست. ايران قويتر شده و امكاناتش توسعه يافته است. خروج نفتش از بازار تبعات دارد و نميتوان از ذخاير نفت و گازش براي تامين آينده انرژي جهان گذشت.حدود 155ميليارد بشكه ذخاير نفتي اوپك را در اختيار دارد و با منابع گازش بر سكوي دوم جهان ايستاده است. 7- وزير نفت، ديروز در نشست شوراي سياستگذاري صنعت نفت گفته است: «اگر امروز توليدكننده هشت ميليون بشكهاي نفت بوديم رفتار دنيا با ما به گونه ديگري بود.» اتفاقا اين مطالبه و سوال جدي ماست آقاي وزير! چرا اهداف توليد نفت در برنامه چهارم توسعه محقق نشد و به توليد حداقل پنج ميليون بشكهاي نفت نرسيديم؟ چرا توليد نفت ايران در اين چند ساله كاهش يافته و از ظرفيت 2/4 ميليون بشكهاي به توليد حدود 5/3 ميليون بشكهاي رسيدهايم؟! هشت ميليون بشكه بماند، توليد نفت امروزمان اگر طبق برنامه پيش ميرفت و به بيش از پنج ميليون بشكه ميرسيد، رفتار تحريمكنندگان باز هم با ما فرق ميكرد. 8- امروز دهه 60 نيست. تا جايي كه ممكن است نبايد زير بار مبادله نفت با كالا رفت. در اين صورت فرمان، دست خريدار نفت خواهد افتاد و ما هم بايد نفت بفروشيم و منتظر كالاي خارجي باشيم. سرمايهگذاري در پروژههاي توسعه كشور هم سختتر ميشود. كميته BTC در دوره جنگ تشكيل شده بود.
|